قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

برای مادر م

یاحق

چادر نماز سپیدت را که گل های سرخ رنگ رز،

 آن ها را جلا بخشیده است سرت میکنی

سجاده ی سبز خوشرنگت را پهن میکنی

روبه قبله میاستی وقامت میبندی
 
"الله اکبر"

و..من

محو دیدن ِ صورتِ پراز مهرت می شوم

دودستم را ستون چانه ام میکنم ودر چشمانت سیر میکنم

رکوع وسجودت را با عشق نگاه میکنم

به قنوتت که میرسی چشمان ِ بلورینت مسخم میکند

دلم میلرزد

وقتی دانه های درشت تسبیح مابین انگشتانت میلغزد

لرزش دستانت

دردپاهایت

کم سو شدن ِ چشمانت

سردردهای ویرانگرت

تپش قلب پرفشارت

همه و همه ..دلم را میلرزاند

نمازت که تمام میشود

همانجا مینشینی وبازهم جوانک ِ خامت را نصیحت میکنی

ومن به خودم به کارهایم فکر میکنم

. . . .

گاهی درمقابل مشکلات دنیا که همانند طوفانی سهمگین است

می شوم بچه گنجشک کوچک وضعیفی.

جوجه ی کوچکی دریک آشیانه ی گرم کنج یک درخت بلند

که هرلحظه ممکن است به زمین پرتاب شود

اما

دعای خیرت درحقم مانع این اتفاق ِ شوم میشود

. . . .

گاهی هم منجلاب فساد همانند بادی تند می وزد

تند وتند و تند

می شوم نهال کوچکی  که تازه چند شکوفه ی سبز وصورتی داده است

باد می وزد و

وشکوفه های نرسیده م را باخود میبرد

نزدیک میشود که ریشه ام را ازجای بکند

ولی

دستان ِ پرمهروقدرتمندت مرا به آغوش میکشدومانع نابودی ام میشود

. . . .

میدانم

دوست نداری که بیدی بشم که با هر بادی بلرزم

یا..

شاخه ی نازکی باشم که بی بهانه بشکند

تو

میخواهی که کوه باشم

درخت ِ ریشه دار

دوست داری که قوی باشم

محکم

قدرتمند

همیشه از این بادها می وزد

ازاین طوفان های ویرانگر می آید

وسخنت با من این است

گلکم

استقامت..استقامت..

. . . .

مادرجان

گاهی از تو خجالت میکشم

از خودم هم بسیار

بس که شکستنی ونازک نارنجی شده ام

وای مادر

اگر مادر را خلق نمیکرد خدایم

تمام ِ دختران ِ عالم بی هم زبان می شدند

آخه دنیایی دارد هر دختری با مادرش

هرگلی با گلدانش

هرشاخه با باغبانش

. . .

چقدر دوست دارم

که چهار زانوبنشینم

وشانه را بدهم دستت

بروی پشت سرم

موهایم را نوازش کنی

وبعد دندانک های شانه را در موهایم فرو کنی

موهایم را تقسیم کنی وبرایم

  دانه دانه ببافی

. . .

مادرم چقدر دوست دارم

 دستانت را

خنده هایت را

اشکان ِ مظطربت را

وجودت را

. . . .

ممنون که مرا به دنیا آوردی

ممنون که مادرم هستی

ممنون که کنارمی

ممنون که پشتمی

ممنون که هستی

الهی که همیشه باشی مادرم

 




ادامه دل نوشته

[ چهارشنبه 93/12/27 ] [ 1:14 صبح ] [ نگین ]
MeLoDiC