سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

واژه های گنگ

به نام او

قلم را روانه ی دل ِ پرآشوب کاغذمیکنی

ولی واژ ه های فرّار  از نوک قلم گم میشوند

دست ودلت میلرزد

ولی ..

نمیدانی ونمیدانی در وصف حالت ِ زارت چه بنویسی ..

اشک در گودی چشمانت موج میزد

نم اشک بلورین میکند چشمانت را

اشک  ِخجل ..لرزان لرزان بر روی گونه هایت سر میخورد

سرخ میشوی از بغض ِ دلت

دلت دل دل میکند برای  یک لحظه دیدن ِ طلایی گلدسته هایش

دلم دلش میخواهد بنشیند ایوان ِ طلا

دورکعت نماز مستحبی حرمت را بخواند

دلم همان جواب ِ همیشگی اش را میخواهد

همان سلامی که هزار ها هزار زائر درروز

روبه حرم ِ امنت

دست به سینه می ایستدوخم میشود..

باسوزِ ِدل میخواند


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا





ادامه دل نوشته

[ جمعه 92/11/4 ] [ 6:10 عصر ] [ نگین ]
MeLoDiC